"... شاهزاده رضا پهلوی
امروز شما با گذر از چهل و هفتمین سال زندگی خود و سی سال بسیار سخت و مشقت
بار برای ایرانیان در یک موقعیت تاریخی قرار دارید که یا وارد یک مبارزه قطعی
با دیگر مبارزان ایران فارغ از هرگونه گرایش فکری بشوید و شما هم بسهم خود
برای رهائی و آزادی ایران با دیگران بپیوندید و بهانه های فرسایشی گذشته را
کنار بگذارید و اینکه " حاضرید رهبری اپوزیسیون را بعهده بگیرید "، " اگر همه
بشما بپیوندند "، " اگر مردم بخواهند شما پادشاه خواهید شد "، " اگر مردم
بخواهند شما رئیس جمهور خواهید شد " و...، که در سی سال گذشته جز معدودی از
سلطنت طلبان و با اختلافات بسیار گسترده در میانشان هیچکس آنرا نپذیرفته است
و تصور می کنم سی سال برای امتحان کردنش کافی است و می توان و باید راه های
دیگری را جستجو کرد و این همانست که امروز شما را در یک دوراهی قرار داده است
و همانگونه که گفته شد یا پرچم پادشاهی را که سوگندش را نیز خورده اید
بردارید و یا بازهم همانگونه که خود می گوئید یک شهروند هستید بمانند یک
شهروند واقعی با دیگر مبارزان راه آزادی ایران قدم بردارید و یا درنهایت و
برای اینکه این اتهام که شما " مانع حرکت شده اید " دیگر وجود نداشته باشد
خود با احترام از میدان مبارزه خارج شوید..."