حسین فرهمند

  دکترحسین فرهمند -  روانپزشگ

تماشا کنید

Home
Up
سیروس آموزگار
حسین فرهمند
فرهاد عاملی
اکبر پویانفر
جمشيد اسدي
طاهره بارئی
ایرج سبحانی
سعید پیوندی
حسین لاجوردی

آینده ایران

بررسی مشکلات گسترده و پیچیده فرهنگی – اجتماعی  درامروز ایران

 میزگرد اول – پاریس

شنبه 13  بهمن ماه 1386 برابر با 2 فوریه 2008

در افسردگی ایرانیان

ایرانیان افسرده هستند؟ جوان امروز ایرانی افسرده است؟ با چه تعریفی، چه نشانه هایی داریم که "ایرانیان درون و بیرون کشور" را افسرده بدانیم؟ بی تردید بخشی از ایرانیان ( جوان و غیرجوان ) افسرده هستند، دلخورند، نیاز و میل به زندگی دیگری دارند، احساس می کنند در فضایی پر فشار و کم آزاد گرفتار آمده اند و راهی برای رهایی نمی یابند. آیا این تنها جوان و غیرجوان امروز ایرانی ست که خود را زندانی چنین چنبره ای می بیند؟ بخشی از سوئدی ها و ژاپنی ها و فرانسویان که داروی ضد افسردگی می خورند و دست به خودکشی می زنند، دچار افسردگی نیستند؟ یا آن افسردگی ایرا نی- اسلامی با این افسردگی سوئدی- ژاپنی تفا وت ساختاری دارد؟

به باورمن زمانی می توان از افسردگی جمعی، گروهی، همگانی سخن گفت که در برابر تهاجم محیط پاسخی بیرونی در کار نباشد؛ افسردگی زمانی ست که تهاجم بیرونی راهی جز تهاجم به درون نیابد: به کنجی نشستن و زبان در کام کشیدن و به تریاک و حشیش پناه بردن و خود را آزردن ;آنجا که فرد در خشم و خروش می رود، فریاد بر می آورد، با این وآن ترفند و تدبیر در بسته را به هیچ می انگارد و از پنجره راهی به بیرون می گشاید تا هوایی تازه بیابد ; به هر تد لیس ونیرنگ "پنهان کاری" "جوانی و خلافکاری" می کند و کار خود را به پیش می برد، به سختی می توان از یأس و انفعال سخن گفت.

یا اینجا که ما نشسته ایم، با انبوهی از سرخوردگی ها وخشم نهفته و کارزارهای در ذهن رسوب کرده، دیدگاهمان در جست وجوی سایه روشن هاست وآن توفان رنگ و رنگ را تاب دیدن نمی آوریم. شاید در آن آینه که جوان امروز ایرانی را می بینیم، منظری از ما باشد که رخ می نماید.

قصدم دفاع از این وآن حکومت نیست؛ هر نظام سازماندهی جمعی، اعتباری گذرا دارد. برخورد حکومت شوندگان ست که موضوع بحث ماست. جلوه ی این برخورد با پیوستن به آرمان های حاکمان است، یا با در افتادن با آن الگوها. یا نه، افسردگی، بی اعتمادی به خود و اندوه و افسوس است که نوع رفتار امروز ایرانیان را به درستی تعریف می کند؟ آنچه من، بازبین روان مردمان، می بینم، بسی دور و جدا از مقوله ی افسردگی ونژندی و بی باوری به خود است. در این سمینار خواهم کوشید این باور را به بحث بکشانم و بر آن دلیل ومدرک آورم.

 

شرح حال

دکتر حسين فرهمند سال 1949 در تهران زاده شد. پزشکی را در دانشگاههای پهلوی شيراز و ملی ايران تمام کرد. در همان سالهای دانشجويی  با روزنامه آيندگان همکاری داشت و سردبير آيندگان ادبی بود. هنگام انقلاب يکی از پنج عضو شورای سردبيری آن روزنامه  شد.  از 1980 به فرانسه آمد و در رشته های ايميونولوژی و ژنتيک مطآلعه و تحقيق کرد. از 1990 به سکسولوژی و بعد اندرولوژی (مردشناسی) پرداخت و تخصص دانشگاهی گرفت. دکتر حسين فرهمند در مطب خصوصی خود و در بيمارستانهای پاريس کار مي کند. او پژوهشی استثنائی در باره مقايسه رفتار جنسی زنان ايرانی و فرانسوی انجام داده است.