 |
اينكه از اين جمعيت عظيم چند نفرمان بطور رسمي و براساس تعاريف بين المللي
پناهنده هستيم و يا درخواست پناهندگي داريم، يا بدون هويت و در كدام كشور جهان
اقامت گزيده ايم |
 |
اينكه
اضافه بر ما چه تعداد از مردم ايران كه گستره آن به اندازه تمامي هفتاد ميليون
جمعيت ايران است در آرزوي فرار از كشور هستند |
 |
اينكه در اين فرار بزرگ و مهاجرت بي سابقه، تاكنون چه تعداد
از اين جستجوگران پناهندگي به دامن مرگ، نقص عضو و تجاوز و... دچار گشته اند
|
 |
اينكه
چه تعداد از دختران و پسران و جوانان و نوجوانان كشور ما گرفتار قاچاقچيان
انسان ها گشته اند
|
 |
اينكه
چه تعداد از اين افراد گرفتار محكوميت هاي مختلف و زندان شده اند
|
 |
اينكه
چه تعداد از آنها روزها و هفته ها پشت كاميون ها و درون قايق ها همچنان در حال
فرار از كشور هستند و به چه سرنوشت هاي تلخي دچار گشته اند
|
 |
اينكه
بسياري از آنها براي حداقل هاي زندگي يك انسان، مانند خوراك و لباس و مسكن و...
دچار چه مضيقه هائي مي باشند
|
 |
اينكه
بدين ترتيب به چه ميزان سرمايه هاي انساني و اقتصادي از كشور گريخته اند و وضعيت
بي سرانجام امروز را ايجاد كرده اند
|
 |
اينكه
سرنوشت اين انسان ها بكجا خواهد انجاميد
|
 |
اينكه
آينده كشور و جامعه ما بكجا خواهد رفت
|
 |
اينكه
چرا كشور ما دچار چنين سرنوشت نابساماني شده است
|
 |
اينكه بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي، تبعيض بر نيمي از جمعيت ايران (زنان)
استناد قانوني پيدا كرده است |
 |
اينكه بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي، تبعيض بر تمامي اقوام و اديان ايراني
كه صاحبان اصلي ايران هستند جنبه قانوني بخود گرفته است. |
 |
اينكه بنا بر آمارهاي سرشماري 1355 كه دو سال پيش از انقلاب انجام شده است 11.08%
از ايرانيان زرتشتي 53.25% از ايرانيان مسيحي 79.54% از ايرانيان يهودي و تقريبا
نزديك به اكثريت قريب به اتفاق پيروان آئين بهائي مجبور به ترك ايران گشته اند. |
 |
اينكه بر اساس استبداد حاكم جمهوري اسلامي، تبعيض، شكنجه و زندان بر عليه گروهي
از علماي شيعه و سني مخالف با عملكردهاي رژيم، ابعاد وسيعي يافته است. |
 |
اينكه در طول 25 سال گذشته بسياري از هنرمندان، روزنامه نگاران
و فرهيختگان جامعه ايراني تنها به دليل دگرانديش بودنشان اعدام، زنداني و يا با
اعلام رسمي دولت ربوده و كشته شده اند اينكه نابساماني هاي اجتماعي تمامي كشور را
فرا گرفته است |
 |
اينكه نابساماني هاي اجتماعي تمامي كشور را فرا گرفته است |
 |
اينكه اعتياد، روسپيگري، فرار گسترده از خانه ها، عدم امنيت اجتماعي شكل
روزمره زندگي را يافته است |
 |
اينكه مشكلات اقتصادي، فقر مطلق، بيكاري گسترده و... جامعه را در سراشيبي سقوط
قرار اده است. |
 |
اينكه بدليل عدم امنيت اقتصادي، منابع زيرزميني ايران به ثمن بخس واگذار مي
گردد و بدليل عدم امنيت سياسي هيچ نوع سرمايه گذاري در ايران انجام نمي گيرد
|
 |
اينكه سرمايه هاي فرهنگي ما از نيروي انساني گرفته تا آثار باستاني امان به
نازلترين قيمت به حراج گذاشته شده است |
 |
اينكه به هيچ شكلي حكومتگران حاضر نيستند به مردم پاسخ گويند كه سرنوشت حدود
پانصد ميليارد دلار، تنها از درآمد نفت در اين بيست و پنج سال گذشته كه مي توانست
كشوري را از بنياد بسازد ولي جامعه را بدين فقر و بدبختي كشانده است چه شد؟
|
 |
اينكه حكومت گران جمهوري اسلامي تنها به جنبه هاي درآمد اقتصادي و سوء استفاده
هاي مالي منتهي شده و براساس گزارش هاي مكرر سازمان هاي غيردولتي از داخل ايران
حتي به واقعه فاجعه آميزي مانند زلزله بم نيز بشكل يك منبع درآمد جديد نگاه مي
شود. |
 |
اينكه حكومت جمهوري اسلامي در تماميت، موجوديت و كليت آن و در تمامي جناح هايش
هيچكدام هيچ برنامه اي براي امروز و فرداي ايران ندارند
|